پارادایم مذهبی دیگر جواب نمی‌دهد. حتی برای قشر مذهبی. حتی مذهبی‌ها هم می‌گویند دست از سرمان بردارید تا در خلوت خودمان به دین‌داری بپردازیم. ما با شما یکی نیستیم. حتی مذهبی‌ها هم احساس می‌کنند در فضای جامعه جایی ندارند. آنها هم احساس مصادره و اشغال دارند. مثلا من خودم احساس میکنم حرم امام رضا که قبلا مأمنم بود دیگر به من تعلق ندارد و توسط زامبی‌های حکومتی اشغال شده است. من چند سالی هست دیگر به مشهد نمی‌روم.

پاردایم مذهب دیگر جواب نمی‌دهد برای همین حکومت دارد به پارادایم ملیت تغییر جهت می‌دهد. تاکیدم این است که این تغییر توسط خود حکومت در حال شکل‌گیری است. و‌ به گمانم از جنبش مهسا شروع شده است. حکومت باج نمی‌دهد، کوتاه نمی‌آید. بلکه حق ملت را به قیمت گزاف بهشان باز می‌گرداند. مانند مردی که زنش را سالها در راه دادگاه می‌دواند تا طلاق دهد و در آخر آیا یک مهریه نیم‌بند کف دستش بگذارد یا نه. زن هزینه می‌دهد اما چیزی که در ازای هزینه به دست می‌آورد، تقریبا هیچ است.

این همه دمیدن در ناسیونالیسم هم عجیب و غریب است. به خصوص اینکه هیچ سوادی پشتش نیست. رسما یک مشت رویا و تخیل است. رضا پهلوی‌ای در کار نیست. یک نفر از بین خودشان علم می‌شود. این خط این نشان. امیدوارم این ناسیونالیسم مثل آلمان نازی به فاشیسم نینجامد.