این ترسناک‌ترین سوال این روزهاست. چه کار می‌کنی؟ استرسی را درونم روشن می‌کند که تمام وجودم را می‌سوزاند. نفسم تنگ می‌شود. اشکم سرازیر می‌شود. دیشب دوباره با این سوال مواجه شدم. چه کار می‌کنی؟ و نتیجه‌اش شد یک ساعت اکسپلور گردی بی‌ثمر برای خاموش کردن آن آتش. این سوال ترسناک است چون یک نسخه از والد ترسناک و سخت‌گیر و سرزنش‌گر درونم از من می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ با اخم می‌پرسد. با داد و بیداد. با تحقیر. من وحشت می‌کنم. من مضطرب می‌شوم. جوابی ندارم. یعنی جواب دندان‌گیری ندارم. انگار اگر کاری نکنم حق ندارم وجود داشته باشم. انگار من به وسیله چیزی آن بیرون تعریف می‌شوم. از وقتی مدرسه نرفتم، باید دنبال جوابی برای این سوال می‌گشتم. من معلمم. این جواب کافی به نظر می‌رسید. خیال آدم‌ها را راحت می‌کرد. می‌توانستندد من را در تعاریف ذهنیشان جا بدهند. خیال خودم چی؟ راحت بود؟ تا یک جایی آره. از یک جایی به بعد نه. از یک جایی دلم نمی‌خواست آن کار را انجام بدهم. برای همین بیرون آمدم. چه کار می‌کنم؟ دو،سه تایی کلاس خصوصی دارم. ورزش می‌کنم. هر از چندگاهی کارگاهی چیزی شرکت می‌کنم. کلاس رمان گرافیکی اسم نوشته‌ام. استخر می‌روم. تئاتر می‌روم. خیلی سریال می‌بینم. تراپی می‌روم. کم و بیش می‌خوانم. یک صفحه معرفی کتاب کودک دارم که دو ماه است ولش کرده‌ام. مقدار خیلی کم می‌نویسم. خانه را مرتب می‌کنم. لباس می‌ریزم توی ماشین. غذا درست می‌کنم. ظرف‌ها را می‌شویم. در بازارهای مجازی گشت می‌زنم. غصه می‌خورم. گریه می‌کنم. استرس می‌کشم. چقدر کار انجام می‌دهم. اما اینها هیچ کدام تعاریف ذهنی را پر نمی‌کند. یک چیزی که دست آدم‌ها بدهی و بگویی این کار! این کار را انجام می‌دهم. برای خودم هم این کارها کافی نیست. نیاز به یک چیز محکم دارم تا آن جای خالی را پر کنم. من ..... هستم. و این کار را انجام می‌دهم. من نویسنده نیستم. معلم نیستم. بلاگر نیستم. شاید هم هستم اما فقط کمی از هر کدام. و این جای خالی را درست و حسابی پر نمی‌کند. همین به من استرس می‌دهد. درست و حسابی نبودن. درست و حسابی نیستم پس نیستم.

چه کار می‌کنی؟ کاش می‌شد بگویم دارم خودم را ترمیم می‌کنم. دارم وجودم را ذره ذره پس می‌گیرم. همین! و دیگری جانی برایم باقی نمی‌ماند. همینطوری هم زیادی دوام آورده‌ام. سرزنش نکن! به خاطر زیاد سریال دیدن. به خاطر ندویدن. به خاطر وزن کم نکردن. به خاطر ننوشتن. به خاطر فتح نکردن اینستاگرام. سرزنشم نکن. من به اندازه کافی به خودم سخت گرفته‌ام. نیاز دارم. به این دوره بازپروری نیاز دارم.