میفهمی چی میگم؟
از به اشتراک گذاشتن در اینستا گریزون شدم. برای همین اینجا مینویسم. از تماشا شدن و تماشا کردن مدام آدما خستهم. اما در عین دلم میخواد یکی اینجا رو بخونه.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 23:1 توسط رامونا
|